درباره دیوان
دیوان یعنی چه؟
در جهان اساطیری شاهنامه — که تماماً بیگانه با تاریخ نیست — آمده است که دیوان، به منظور جبران بخشایشِ تهمورث دیوبند، به او نوشتن آموختند.
نبشتن به خسرو بیاموختند
دلش را به دانش برافروختند
— شاهنامهٔ فردوسی
اما مگر دیوان موجودات اهریمنی نبودهاند؟
پاسخ در تاریخ خودِ واژه است. دَئِوَه (daēva) در زبانهای هندوایرانی کهن نام عامِ ایزدان بود و در هند هنوز دِوا به معنی خدا و پروردگار است. در آیین زرتشتی، که در جدال با باورهای پیشین (از جمله آیین مهری) شکل گرفت، این نام معنایی اهریمنی یافت و بر نیروهایی اطلاق شد که با اهورامزدا، امشاسپندان و انسان در ستیزند. به احتمال زیاد گروههایی که با دین تازه سازگاری نداشتند — بهویژه در مازندران — نیز «دیو» خوانده میشدند. دیوهایی که تهمورث در شاهنامه به بند میکشد از همین جهاناند.
اما دیوان با «دیو» پیوند ریشهای ندارد؛ این دو تنها همآوا شدهاند. «دیوان» از dipi میآید، واژهی فارسی باستان به معنی «نوشته» و «کتیبه»، که در کتیبههای هخامنشی دیده میشود و خود از زبانهای بینالنهرین وام گرفته شده: از dub سومری (لوح گلی)، به ṭuppu اکدی و tuppi عیلامی، و از آنجا به فارسی. «دیوان» در اصل ترکیب dipi و vān است: «نوشته» + «بان» (همان «بان» در نگهبان و باغبان)، یعنی «نگهبانِ نوشتهها». همین ریشه «دبیر» (دارندهی نوشته) را هم ساخته است. دیوان در فارسی میانه جایگاه نوشتهها و اسناد بود: دفتر و محل ثبت، و بعد دستگاهی که آن را نگه میداشت. داستان قدیمی «دیوان از دیو» — که اصمعی نقل میکند و میگوید ایرانیان دبیران را دیو میپنداشتند — در دایرةالمعارف ایرانیکا ریشهشناسی خیالی شمرده شده است. اما شاهنامه در جایی آن دو را کنار هم میگذارد: دیوان نوشتن را آموختند.
پس هر چه امروز دیوان مینامیم — کتاب شعر، دستگاههای اداری، محکمه و وزارت، و در زبانهای اروپایی حتی نیمکت — در اصل نامِ جایی است که نوشتهها در آن نگه داشته میشد. نام دیوان از سنت ادبی کلاسیک ایران گرفته شده — مجموعهای از آثار، دفتری از صداها. درست همانطور که فردوسی سی سال از عمرش را صرف شاهنامه کرد تا زبان فارسی را از فراموشی نجات دهد، ما هم باور داریم که ادبیات ابزاری است برای زنده نگه داشتن هویت و زبان. شاهنامه فقط یک حماسه نیست — سندی است که نشان میدهد کلمه میتواند در برابر محو شدن بایستد. دیوان در همین روح ساخته شده: فضایی که هیچ صدایی در آن گم نشود.
دیوان جایی است برای آنچه نوشته میشود، نه آنچه اجازه دارد نوشته شود.
ما یک بستر انتشار آزاد برای نویسندگان، مترجمان، شاعران و هنرمندان فارسی زبان هستیم. بدون سانسور، بدون دروازهبان، بدون مافیا. هر کسی میتواند بنویسد، منتشر کند و خوانده شود.
ارزشهای ما
آزادی بیان
هر هنرمندی حق دارد جایی برای فعالیت داشته باشد. در روزگار ما، موانع بسیاری وجود دارد که همه میدانیم. این موانع به خودی خود رابطهی هنرمند و مخاطب را مخدوش کرده. ما قصد نداریم گره تازهای بر گرههای قبل بیفزاییم.
دسترسی آزاد
خواندن آثار در دیوان برای همیشه رایگان است. ادبیات باید در دسترس همه باشد.
جامعه ادبی
نقد سازنده، گفتگو، و حمایت متقابل میان نویسندگان. دیوان فقط یک پلتفرم نیست — یک جامعه است.
آزمون و خطا
در فضای کنونی، جا برای هنرمند ششدانگ مجرب هم تنگ است. چه رسد به هنرمندی که تازه میخواهد سیر و سیاحت کند. این تنگنا، فرصت تجربههای نو را به کلی حذف میکند. از این نظر دیوان فرصتیست برای همه.
دیوان برای کیست؟
برای نویسندهای که داستان کوتاهش جایی برای انتشار ندارد و میخواهد نظر دیگران را بداند. برای مترجمی که میخواهد اثری را به فارسی برگرداند. برای شاعری که شعرش را در کشوی میز نگه میدارد. برای خوانندهای که دنبال صداهای تازه میگردد.
چرا فقط متن، نه PDF؟
در دیوان، آثار به صورت متن ساده منتشر میشوند، نه فایل PDF یا هر قالب بستهی دیگر. این یک انتخاب عمدی است، نه یک محدودیت فنی — و چند دلیل دارد:
- تحریم و فیلترینگ: با تحریمهای بیرونی و فیلترینگ داخلی، سهم محتوای فارسی در اینترنت هر روز کمتر میشود. فایلهای سنگین و قالبهای بسته، برای خوانندهای با اینترنت کند یا محدود، عملاً غیرقابل دسترساند؛ متن ساده در هر شرایطی بارگذاری و خوانده میشود.
- دسترسپذیری و راحتی خواندن: متن ساده با هر اندازه صفحه — از موبایل تا دسکتاپ — و با فونت، اندازه و تم انتخابی خواننده سازگار میشود؛ برخلاف PDF که در قالب ثابت خودش قفل است و در نمایشگرهای کوچک بهسختی خوانده میشود.
- جستوجو و ارجاع: متن ساده قابل جستوجو، قابل نقلقول، و قابل نقد خطبهخط است — همان چیزی که ابزارهای نقد و امتیازدهی دیوان روی آن ساخته شدهاند. PDF برای موتورهای جستوجو و ابزارهای اینچنینی عملاً یک جعبهی سیاه است.
- امنیت: فایلهای قابل آپلود مثل PDF مسیری برای انتشار محتوای مخرب یا ناخواستهاند. متن ساده این خطر را از بین میبرد.
- بازتکثیر و آینهسازی: وقتی صفحهای فیلتر یا حذف شود، متن ساده در یک ثانیه در یک کانال تلگرام، ایمیل یا آینهی دیگری بازنشر میشود؛ حجم سنگین PDF همین سرعتِ واکنش در برابر سانسور را از بین میبرد.
- استقلال از نرمافزار: ساخت و ویرایش PDF معمولاً به نرمافزارهایی مثل Adobe نیاز دارد که بهخاطر تحریم، خرید قانونیاش برای بسیاری از ایرانیها ممکن نیست و آنها را به سمت نسخههای کرکشده و آلوده به بدافزار میراند. متن ساده هیچ ابزار خاصی نمیخواهد.
- حریم خصوصی نویسنده و خواننده: فایل PDF میتواند اطلاعات پنهانی مثل نام واقعی سازنده یا مسیر ویرایش را با خود حمل کند — خطری جدی برای نویسندهای که با نام مستعار مینویسد. متن ساده هیچ ردی از این دست بهجا نمیگذارد.
- پایداری و آرشیو: اگر روزی خودِ دیوان از دسترس خارج شود، متن ساده را هر آرشیو یا کاربری بهسادگی میتواند ذخیره و نگهداری کند — چیزی که قالبهای بسته آن را دشوارتر میکنند.